چگونه دادههایی که دروغ نمی گویند را پیدا کنیم؟

به روز سرنوشتساز نزدیک میشویم و کمپین های انتخاباتی دارند بهترین تلاششون را انجام میدهند که آرای بیشتری از مردم را به سبد خودشان روانه کنند. برای همین ممکن است هنوز کسانی نتوانسته باشند در میان هجوم انبوهی از اطلاعات و وعدهها مطمئن بشوند که تصمیم درست در اعتماد به کدوم احزاب سیاسی است.
بسیاری از مردم با توجه به تبلیغاتی که از رادیو و تلویزیون سوئد هم در برنامههای مختلف و مناظرهها انجام گرفته نیم نگاهی به قطبنماهای انتخاباتی انداخته باشند تا شاید بتوانند بهتر بفهمند تفاوت بین سیاستها و دیدگاههای سیاستمداران روی زمین چگونه نقدشوندگی دارد برای ایشان و بعد تصمیم بگیرند. آیا آنچه در این قطبنماها آشکار میشود به اندازه کافی قابل اتکا هست که صرفا بر اساس یه فهم کلی رای خود را به یک حزب اعطا کرد؟
هوش مصنوعی به عنوان یه ابزار در تجزیه و تحلیل این دادههای گردآوری شده میتواند خیلی مفید باشد اما هنوز چالشهایی وجود دارد مانند میزان آشنایی مردم از نظر فنی در نحوه استفاده درست از آن و اشتباه نکردن در انتخاب در نتیجه این استفاده نامطمئن. به هر صورت در سطح ملی در سوئد هم مانند همه کشورهای دنیا در حال حاضر دغدغه زیادی راجع به میزان قابل اعتماد بودن این ایجنتهای هوشمند در بین مردم وجود دارد. تنها سه روز به مهلت رای گیری باقی مانده و این پیچیدگی کمی آزاردهنده و استرس زاست.
پس ما ضمن اینکه ابزارهای بیشتری برای ارزیابی میزان عملکرد و صداقت سیاستمداران داریم همچنان دچار چالشهای بیشتری هم هستیم. در چنین شرایطی چه باید کرد؟ در توسعه چابک نرمافزار یک پرکتیس مفهومی داریم موسوم به بازگشت به اصول بنیادی. با این تعبیر که هر زمان که در ادامه دادن یک شیوه برای انجام کار دچار تردید شدیم خوب است به اصول پایه ای مانیفست اجایل برگردیم و مسیر ادامه کار را بازاندیشی کنیم. خاستگاه این پرکتیس اعتماد به تجارب قبلی است. دادههای گذشتهنگر و نتایج آنها خیلی کمککننده هستند تا بتوان تغییراتی داد و به ریل موفقیت بازگشت.
ترجمه این پرکتیس در دنیای سیاست چیست؟ “برگردیم و دادههای قبلی را مرور کنیم” قطعا اولین پاسخ ماست. اما اگر نتوانستیم جمعبندی کنیم که منشا دادهها و ابزارهایی که برای جمعآوری و تحلیل آنها استفاده شده چقدر قابل اعتماد هستند چه؟ اینجا هم به نظر باید بازگشت به اصول عمیقتری کرد. در جوامع انسانی یکی از بازگشتهای مناسب به اصول میتواند به آنچه باشد که مردم در کلیت سیاست و برنامههای اداره جامعه در طول سالیان زندگیشان فهمیده و به طور ضمنی آن را در شیوه زندگی خودشان آشکار کردهاند. شاید بد نباشد ببینیم آنها چه چیز را با قلب خود فهمیدهاند و نه فقط با مرور قطبنماها و دادههای نمودار شده. پس اگر هنوز رای ندادهاید و تردید دارید امروز نگاهی به سطل آشغالهای محلهتان بیاندازید. شاید آنجا چیزهایی را که مردم در همسایگی شما دوستشان ندارند بیشتر بیابید! دمکراسی واقعی هیچوقت یه بزنگاه مقطعی نیست که با سر و صدا و پر کردن باکسهای پستی مردم از پوسترهای تبلیغاتی بتوان آن را به پیش برد.



