آینده محصولات و مشاغل ـ یک دورنمای تازه
جمعه گذشته شرکت تسلا بهرهبرداری از نسل جدید تاکسیهای برقی موسوم به سایبرکب را در آستین تگزاس در آمریکا آغاز کرد. این خودروهای طلاییرنگ بدون راننده، بدون فرمان، جعبه دنده، پدالها، نمایشگرهای دیجیتال سیستمهای خودرو و بسیاری از وسیلههای ضروری دیگری که به عنوان سرنشین انتظار داریم در یک ماشین آنها را ببینیم علاوه بر خدمات مرسومی که از سرویسهای تاکسی آنلاین میتوان انتظار داشت، از طریق صفحه نمایشگر موجود در جلوی خودرو تجربه کاربری تازهای را هم به مسافران ارائه میکنند!
از نگاه کسب و کاری همه چیز خوب به نظر میرسد. ایدهای موفق، تجربه کاربری بدیع و جذاب، مقرون به صرفه از نظر زمان و هزینه، امنیت سفر و غیره. از منظر آینده محصولات و مشاغل عمیقتر که میشویم این تاکسیها در ادامه تلاشهای قبلی (که برای یک نمونه دیگر مطلب کوتاهی در اینجا نوشتم) جوامع برخوردار از این تکنولوژی را یک قدم دیگر به تکمیل اتوماسیون سرویسهای شهری و در نتیجه حذف مشاغل ناکارآمد نزدیک میکنند. شاید چندسال پیش به این وضعیت میشد به دیده زنگ خطری برای مشاغل و تخصصهایی که گفته شده بود هوش مصنوعی آنها را از رده خارج میکند نگریست. اما امروزه این ترند دیگر تثبیت شده و به جای آن زمان اندیشیدن به مسائل دیگری فرا رسیده، فرصتها و محدودیتهای فنی و محصولی، کانتکست بهرهبرداری، امنیت، حریم شخصی، چالشهای رگولاتوری و اخلاقی و موارد دیگر که هر کدام در جای خود جای بحث و بررسی عمیق دارند.

با توجه به سرعت فزاینده پیشرفت فناوری و تغییرات اساسی ناشی از آن در ساختارهای شغلی و اجتماعی، یک پرسش مهم اینجا مطرح است: با توجه سرعت گرفتن تحولات تکنولوژیکی حاضر و تغییرات بنیادین پس از آن در ساختار مشاغل و جوامع آیا استراتژی کلی و دیرینه بشر برای بقا یعنی تطبیق با شرایط و محیط پیرامون همچنان چون گذشته قابل اتکا به نظر میرسد؟ یا تغییر پارادایمی در این زمینه در پیش است؟


